نوروز بايرامي آذربايجاندا يالنيز« بايرام» و يا «ايل بايرامي »آدلانير و بو بايرامدا ايراننين باشقا اولكه لري كيمين بير نئچه مراسيملر گئچيلير او جمله ده ن
ائوده حَیطده آبادلیق، تمیزلیک ایشلری آپاریلیر، آغاج اکیلیر و شیرینیات نؤولری و پلوو بیشیریلیر. رنگبرنگ یومورتا بویانیر، مجمگی و سینیلرده خونچا بزه نیر، تونقال قالانیر، سمه نی قویولور، اؤلنلرین خاطیره سی یاد ائدیلیر، کوسولولر باریشیر، قوهوم-قونشولار بیر-بیرینه قوناق گئدیر، پای گؤندریرلر. آشیقلار باهاری مدح ائدیر. اوغلان و قیزلار تزه پالتار گئییب چالیب اویناییرجاوانلار آت چاپیب، گولشیر، کوشتو توتورلار.
آنجاق ايل بايرامي مراسيملرينين سانينين آرتيق اولماسي اوچون يالنيز چرشنبه دبلرينه بير باخيش سالماق ايسته ييره م
ياخين گئچميشلرده آذربايجاندا ايلين سون آيينينهر بير چرشنبه سي، طبيعتينبيرعنصري اي.....
آیا تاکنون پیش آمده است که با خودفکر کنید از دوستان، اعضای خانواده و یا آشنایان تا به حال حتی یک عذرخواهی نشنیدهاید؟ با کمی دقت می توان دریافت که مشکل از آن جا ناشی می شود که همه ما عادت داریماشتباهاتمان را رو نکنیم. شاید به این دلیل که فکر می کنیم اگر به خودخواهی وخودمحوری اشاره نکنیم، دیگران متوجه نمی شوند و ما را سرزنش نمی کنند. در حالی کهدرست برعکس است. دیگران همواره آمادگی دارند ما را ببخشند به شرطی که ما بهاشتباهاتمان اقرار کنیم. اگر متوجه عمق ناراحتی و رنجی که باعث آن شده ایم، نشویم،احتمالا آن را تکرار خواهیم کرد.حالا5 روش موثر عذرخواهی
عذرخواهی نوع اول: اظهار تاسف با گفتن جملهمتاسفم.پس از گفتن متاسفم، آن چه مایه آزار طرف مقابلتان شده است را ذکر و اظهارندامت کنید. فایده ای ندارد وقتی که گیر افتادید، بخواهید با کلمه «متاسفم» همه چیزرا خاتمه دهید. نگویید «متاسفم اگر...» بگویید «متاسفم که...»
عذرخواهی نوعدوم: پذیرش مسئولیت با گفتن اشتباه کردم.اشتباهتان را ذکر کنید و مسئولیت آن رابپذیرید. دقت کنید که گفتن «تو حق داشتی»، از گفتن «من اشتباه کردم» آسان تر استاما دومی کارسازتر خواهد بود. عذرخواهی نوع سوم: جبران خسارت با گفتن «چهکار کنم که اوضاع درست شود؟»، «آیا بدهی پرداخت نشده مانده یا سررسیدی به موقعانجام نشده است؟»، «چگونه می توان اشتباه گذشته را جبران کرد»؛ «چگونه می تواناعتماد متقابل را بازسازی کرد» و...
عذرخواهی نوع چهارم: ابراز پشیمانی باگفتن این که دیگر این کار را تکرار نمی کنم.ابراز پشیمانی یعنی چرخش ۱۸۰ درجه ای ازکردار اشتباه گذشته. وارد مرحله حل مسئله شوید. برای خود توجیه نتراشید مثل این کهخوب من سرم شلوغ بوده و... به جای آن سعی کنید به نحوی تغییر رفتار دهید که ازتکرار رفتار اشتباه گذشته جلوگیری شود. عذرخواهی نوع پنجم: درخواست بخششبا گفتن این که «می شود من را ببخشید.» برای آشتی و تقاضای بخشش صبور باشید، ممکناست معذرت خواهی شما پذیرفته نشود اما حداقل آن این است که شما وفادارانه برای صلحو آرامش قدم برداشته اید. اگر می دانید رفتارتان باعث آزار کسی شده بهتر است قدماول را برای بهبودی روابط بردارید. بگویید اشتباهتان چه بوده است، چگونه طرفمقابلتان را آزار داده اید و حالا نگران این آسیب و صدمه هستید و می خواهید آن رارفع کنید. برای این که عذرخواهی تان با موفقیت همراه باشد، بهتر است اندک اندکدریابید که طرف مقابلتان در عذرخواهی چه چیزی دوست دارد بشنود. به این ترتیب اولینعذرخواهی به جا و با کلمات مورد نظر طرف مقابل پذیرفته می شود.
(( این مطلب ادامه دارد))
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 0:15  توسط یاشار
|
ایل بایرامینی بوتون وطنداشلاریما موبارک اولسون دئیب اولو تانریدان یوردوموزا آبادلیق و ائلیمیزه باشی اوجالیق دیله ییره م
ایستدیم بایراما باغلی یوردوموزدا اولان رسملردن و عادتلردن یازام هر نه یه فیکیرلشدیم گوردوم ائلیمیزین فخری سانانان استاد شهریار وحی یه بنزه ر حیدربابا شئیرینده چوخ گوزه ل بویوروبدور
آنجاق آرتیق یئرلی گوردوم بو منظومه نی استادین اوز سسیله یاناش اتحاف ائده م بوتون اوز ائلین و دیلین آلقیشلایان سئرداشلاریما
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد. زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي،
يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد.
چون بياموزي زبان ديگري جز مادري
برگشائي روي خود دروازه هاي ديگري
گويمت از واژگان ناب تركي، گوش كن
فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلن
سيب آلما و اريك زردآلو، قاوون خربزه هئيوا به ، انگور اوزوم، دال شاخه ، دادلي بامزه ايستي گرما و سويوق سرما ، ايليق با
اعتدال آست پائين ، اوست بالا ، اؤن جلو و پشت دال ديز زانو،ديش
دندان،ريش ساققال،ديل زبان
بازو قول،گردن بويون،كيپريك
مژه،پاشنه دابان قاش ابرو،چشم گؤز،بورون دماغ وگوش قولاق
دست ال ، انگشت بارماق ، لب دوداق و پا آياق
مه دومان،باران ياغيش،قار برف و شاختا سوز سرد قايغي غم ، زخمه يارا ، تاول سولوق و آغري درد اؤلكه كشور ، بؤلكه استان ، شهر باليق ، كند ده بوغ بخار و سوز شاختا ، چن ـ دومان هر دوست مه
خاك توپراق است و آتش اود ، سو آب و باد
يئل
گيسوساچ،توك موي،سانجاق گيره
باشد، زلف تئل
آسمان گؤي ، يئر زمين ، دريا دنيز ، كؤوشن فلات
نان چؤرك ، ميوه يئميش ، تازه يئني ، مانده بايات
آتش عشقت مرا سوزاند در هر صبح و شام من گئجه گوندوز سنين سئوگي اودوندا يانميشام قارين اشكم،آرخا پشت و
سينه كؤكسو، دل كؤنول
كوه داغ ، چشمه بولاق ، دؤش دامنه و
غار كؤوول
شير آسلان ، قوش پرنده ، آهو جئيران ، مار ايلان
گاواينك،گربه پيشيك وموش سيچان،شاهين توغان
دي دونن، فردا يارين ، امروز بوگون ، امشب گئجه
روزگون،آي ماه و ايل سال و يوز
ايلليك يك سده سوچ گناه ، دامو جهنم ،
آتش اود، اوچماق بهشت ياخشيراق باشد نكوتر ، ياخشي خوب و پيس زشت
روز گوندوز ، شب گئجه ، آخشام غروب و دان سحر سوروجو راننده و مركب بينيت ، تاير تكر
پنجره آچيشقا و قاپي در و كليد آچار
بسته باغلي ، باز آچيق و گن گشاد و
تنگ دار
مس پاخير ، نقره گوموش ، آهن دمير ، آلتين طلا سونسوز ابتر ، ته تغاري
سون بئشيك ، كودك بالا
آبي گؤي ، آل سرخ و ياشيل سبز و ساري زرد رنگ كرپيج آجر ، ماسه قوم ، توپراق خاك و داش سنگ گلدي آمد ، گئتدي رفت و ايچدي نوشيد ، قالدي ماند يازدي بنوشت و آپاردي برد و اوچوتدو پراند گئتميش ايدي رفته بود و گؤرموش
ايدي ديده بود وئرميش ايدي داده بود و درميش
ايدي چيده بود گول بخند ، آغلا بگري و دور بمان و قاچ بدو باخ ببين و چيخ برو بالا
و يئن پائين برو
دل ز دستم رفت ، اما اي گل من! نآمدي كؤنلوم الدن چيخدي گئتدي ، آمما او گول گلمه دي بير،ايكي،اوچ؛دؤرد،بئش،آلتي؛يئددي،سكگيز؛دوققوز،اون
يك،دو،سه،چار؛پنج و شش،هفت؛ هشت و نه ده،حفظ كن
بيست ايگيرمي ، سي اوتوز، چل قيرخ و پنجاه اللي دان
شصت آلتميش، يئتميش هفتاد ، سكسن هشتاد
بربخوان
گر تو خواهي آوري اعداد تركي را به كار
هم ، نود دوغسان و يوز صد ، مين هزار آيد شمار لر نشان جمع و سيز معناي
نفي اندر بيان ائللر اقوام ، دختران قيزلار و ديلسيز بي زبان
صادقم كو مانده ام از يار خود اندر فراق صادقم كيم قالميشام من سئوگيليمدن چوخ اوزاق قيش زمستان ، عيد بايرام ، ياز بهار ،
پائيز گوز ياخشيليق خوبي بود ، دالدا نهان و صورت اوز بوغچا بقچه ، گيره سانجاق ، باغلا بند و وا
كن آچ گوزگو آئينه بود ، شانه داراق و گيسو ساچ
نيزه ميزراق است و قالخان هم سپر ، چاليش جنگ چاغ زمان ، زود ائرته ، گئج دير است
و تأخير هم ديرنگ
سردسير يايلاق و كؤچمه كوچ و قيشلاق گرمسير
كوه داغ و دشت كؤشن ، يورد خانه ، يول مسير ييغما يغما ، جمعيت ييغوا و ييغجام جمع و
جور
نان چؤرك ، ياپماق نان پختن شود ، تندير تنور
«يئل ، يئلك ، يئلپيك و يئلكان» ، گر
بخواهي اين بدان
«باد» و «پر» ، هم «باد زن» وآن ديگري هم «بادبان»
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:42  توسط یاشار
|